معنی علی زیدی
6 بازدید
[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن احمدبن محمدبن عمربن سالم بن عبیداللََّه بن حسن علوی حسینی زیدی شافعی. مکنی به ابوالحسن. وی از فرزندان زیدبن علی بغدادی و محدث بود. در سال ۵۲۹ هـ . ق. متولد شد و در ۱۶ شوال سال ۵۷۵ هـ . ق. درگذشت. او را مصنفات بسیاری است. (از معجم المؤلفین از تذکرةالحفاظ ذهبی ج ۴ ص ۱۴۹).[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن احمد شهامی عاملی زیدی. ملقب به زین الدین. رجوع به علی عاملی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن سلیمان یمنی بکیلی تمیمی زیدی اسماعیلی. ملقب به حیدرة. رجوع به علی بکیلی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن صالح بن محمدبن علی بن ابی الرجال صنعانی زیدی. مکنی به ابومحمد و ملقب به قاضی جمال الدین. رجوع به علی صنعانی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن صلاح بن علی بن محمدبن عبداللََّه صعدی یمانی زیدی. رجوع به علی صعدی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن عباس بن حسین زیدی. ملقب به المنصور باللّه. امام زیدی یمن. وی از بنی قاسم و از نوادگان الهادی الی الحق بود. در سال ۱۱۵۱ هـ . ق. در صنعاء متولد شد. و در عهد پدرش «المهدی» والی بر صنعاء بود و در سال ۱۱۸۹ پس از مرگ پدرش با او بیعت شد و پیوسته در صنعاء بسر میبرد و تا آخر عمر از آنجا خارج نگردید. و در سال ۱۲۲۴ هـ . ق. درگذشت. در عهد او «شریف حمود» در «تهامة» اعلان استقلال داد. لطف اللََّه جحاف مورخ یمانی کتابی دربارهٔ این علی بن عباس دارد که آن را «درر نحور الحور العین لسیرة الامام المنصور و أعلام دولته المیامین» نامیده است. (از الاعلام زرکلی از بلوغ المرام ص ۷۰ و نیل الوطر ج ۲ ص ۱۴۰ و البدر الطالع ج ۱ ص ۴۵۹).[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه (الهدی)بن احمد زیدی. ملقب به منصور. امام زیدی یمن. وی از بنی قاسم و از نوادگان الهادی الی الحق و از اهالی صنعاء بود. در سال ۱۲۵۱ هـ . ق. پس از فوت پدرش به امامت منصوب گشت و چهار بار او را خلع کردند و دوباره به امامت برگزیدند تا اینکه در آخرین خلع بسال ۱۲۸۸ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی از نیل الوطر ج ۲ ص ۱۴۲ و ترجیع الاطیار بمرقص الاشعار ص ۴۰۰ و بلوغ المرام ص ۷۱).[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن علی زیدی. وی فقیه قرن ۱۰ هـ . ق. و عهده دار امر قضاء در صنعا بود و در سال ۹۵۹ هـ . ق. در عاشر از بلاد خولان درگذشت. او را شرحی است بر اثمار. (از معجم المؤلفین از البدر الطالع شوکانی ج ۱ ص ۴۷۱).[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن علی بن یحیی بکری زیدی یمنی. رجوع به علی بکری شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن محمد (صلاح الدین الناصر)بن علی (المهدی)بن محمد حجاج بن یوسف زیدی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به نجاح الدین و المنصور، و مشهور به ابن صلاح. وی امیر یمن و از نوادگان الهادی یحیی بن حسین بود. در سال ۷۷۵ هـ . ق. متولد شد و در سال ۷۹۳ بعد از پدرش به امیری یمن رسید و «صعدة» را نیز پس از مدتها محاصره تسخیر کرد و بر بسیاری از قلاع اسماعیلیه دست یافت و آنان را از «ذی مرمر» بیرون راند و در سال ۸۴۰ هـ . ق. در صنعاء درگذشت. محمدبن ابراهیم وزیر کتابی دربارهٔ این علی زیدی دارد که آن را «الحسام المشهور فی الذب عن دولة الامام المنصور» نامیده است. (از الاعلام زرکلی از الضوء اللامع ج ۵ ص ۲۳۲ و بلوغ المرام ص ۵۲ و البدر الطالع ج ۱ ص ۴۸۷).[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن محمد خلیلی زیدی جیلی. رجوع به علی خلیلی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن محمد نجری یمانی زیدی. مشهور به ابن هطیل. رجوع به علی نجری شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن یحیی بن راشد وشلی زیدی یمنی. رجوع به علی وشلی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن یحیی بن محمد بناء زیدی. رجوع به علی بناء شود.
کلمات همقافیه با «علی زیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر