معنی علی زبیدی
5 بازدید
[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن علی بن محمدبن ابی بکربن عبداللََّه بن عمربن عبدالرحمان بن عبداللََّه یمانی زبیدی شافعی. مشهور به ناشری و ملقب به موفق الدین. رجوع به علی ناشری شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن محمدبن علی بن محمدبن شداد برعی ابیاری زبیدی یمنی شافعی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی برعی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن حسن بن ابی بکربن حسن بن علی خزرجی زبیدی یمنی. مشهور به ابن وهاس و ملقب به موفق الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی یمنی شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن عبدالکریم بن محمدبن محمدبن علی بن عبدالکریم قرشی زبیدی بصری. ملقب به زین العابدین. رجوع به علی بصری شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن قاسم بن علیف بن هیس بن سلیمان بن عمروبن نافع حکمی زبیدی رافعی شراحیلی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی حکمی و زبیدی (علی بن قاسم بن...) شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن محمدبن اسماعیل بن ابی بکربن عبداللََّه بن عمربن عبدالرحمان ناشری زبیدی یمانی شافعی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی ناشری شود.[ عَ یِ زَ ] (اِخ) ابن مهدی بن محمدبن علی بن داودبن محمدبن عبداللََّه بن محمدبن احمدبن عبدالقاهربن عبداللََّه بن اغلب بن ابی الفوارس بن میمون حمیری رعینی زبیدی. مکنی به ابوالحسن. اولین از بنی مهدی در زبید. رجوع به علی رعینی (ابن مهدی بن...) شود.
کلمات همقافیه با «علی زبیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر