معنی علی ربعی
5 بازدید
[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن احمدبن عرام بن احمد ربعی اسوانی. عالم و ادیب مصری بود و در سال ۵۸۰ هـ . ق. درگذشت. و او را تألیفات بسیاری است. ((از معجم المؤلفین بنقل از الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۶۱. الطالع السعید ص ۱۹۸).[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن حسن بن علی بن میمون ربعی دمشقی، مشهور به ابن ابی زروان، محدث وحافظ بود. در سال ۳۶۲ هـ . ق. متولد شد و در ماه صفر ۴۳۶ هـ . ق. در دمشق درگذشت. و در باب توما دفن شد. (از معجم المؤلفین بنقل از سیرالنبلاء ذهبی ج ۱۱ ص ۱۲۹. تاریخ دمشق ابن عساکر ج ۱۲ ص ۸. الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۳۴).[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن عدلان بن حمادبن علی ربعی موصلی، ملقّب به عفیف الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی موصلی شود.[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن عیسی بن فرج بن صالح ربعی شیرازی الاصل بغدادی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به کمال الدین و منعوت به ابن الاخت. وی نحوی و لغوی بود و در سال ۳۲۸ هـ . ق. متولد شد. ابتدا نزد ابوسعید سیرافی تحصیل کرد سپس به شیراز رفت و نزد ابوعلی فارسی تلمذ کرد و مدت بیست سال ملازم وی بود آنگاه به بغداد بازگشت و در دهم محرم سال ۴۲۰ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱ -البدیع، در نحو. ۲ -التنبیه علی خطاء ابن جنی فی تفسیر شعر المتنبی. ۳ -شرح ایضاح ابی علی فارسی، در نحو. ۴ -شرح البلغة. ۵ -شرح مختصر جرمی. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۶۴). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: عیون التواریخ ابن شاکر ج ۱۳ ص ۱۱۱. سیرالنبلاء ذهبی ج ۱۱ ص ۲۸۷. الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۳۴. وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۱ ص ۴۳۳. معجم الادباء یاقوت ج ۱۴ ص ۷۸. انباءالرواة قفطی ج ۲ ص ۲۹۷. نزهةالالبای انباری ص ۴۱۴. شذرات الذهب ابن عماد ج ۳ ص ۲۱۶. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۲۱۲. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۱۷۲. روضات الجنات خوانساری ص ۴۸۳. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۸۶. نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن عیسی بن..) شود.[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن محمدبن صافی بن شجاع ربعی مالکی، مکنّی به ابوالحسن. مورخ و ساکن دمشق بود و در سال ۴۳۵ یا ۴۴۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: الاعلام فی فضائل الشام. (از معجم المؤلفین بنقل از فهرس المؤلفین بالظاهریة. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۲۷۵. مقدمة فضایل الشام صلاح الدین منجد. فهرس المخطوطات المصورهٔ لطفی عبدالبدیع ج ۲ ص ۱۹۹. الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۴۶. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۸۷).[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن محمد ربعی، مشهور به لخمی و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی لخمی شود.[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن محمودبن حسن بن نبهان یشکری ربعی. رجوع به علی یشکری شود[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن مقرب بن منصوربن مقرب بن حسن بن عزیزبن ضبار ربعی عیسونی احسائی، ملقّب به جمال الدین و مکنّی به ابوعبداللََّه. شاعر بود و از آل عیون به شمار می رفت که امیران احساء بودند. وی در سال ۵۷۲ هـ . ق. متولد شد و به عراق سفر کرد و مدتی در بغداد سکونت گزید سپس به موصل رفت و الناصر و آل ایوب را مدح کرد و به بحرین بازگشت و در سال ۶۲۹ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین بنقل از الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۲۰۹. اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۱ ص ۳۲۷. فوایدالرضویهٔ عباس قمی ج ۱ ص ۳۳۰. تذکرةالمتبحرین ص ۴۹۰. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۰۶. الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۷۵). و رجوع به معجم البدان یاقوت ج ۶ ص ۲۵۹ و الذریعهٔ آقابزرگ طهرانی ج ۹ ص ۳۰ و ۷۴۷ شود.
کلمات همقافیه با «علی ربعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر