معنی علی رازی

معنی علی رازی

7 بازدید
[ عَ یِ ] (اِخ) متوفی در سال ۶۸۶ هـ . ق. او راست: تهذیب الاسماء و اللغات. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۹۲).
[ عَ یِ ] (اِخ) مشهور به متکلم. رجوع به علی متکلم شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمد دهکی رازی، مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به علی دهکی شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن احمدبن مکی رازی، ملقّب به حسام الدین. رجوع به علی (ابن مکی...) شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن بندار رازی حنفی، مکنّی به ابوالقاسم. متوفی در سال ۴۷۴ هـ . ق. او راست: شرح الجامع الصغیر فی الفروع، محمدبن حسن شیبانی. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ج ۱ ص ۵۶۳).
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن جعفربن سعید سعیدی رازی حذاء. مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حذاء شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن حسین بن جنید رازی، مشهور به مالکی و مکنّی به ابوالحسن. محدث و حافظ بود. سفرهای بسیار کرد و نزد ابوجعفر نفیلی به کسب دانش پرداخت و در سال ۲۹۱ هـ . ق. در سن بیش از هشتادسالگی درگذشت. او راست: حدیث مالک. (از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ دمشق ابن عساکر ج ۱۲ ص ۱۴. شذرات الذهب ابن عماد ج ۲ ص ۲۰۸).
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن حمزةبن علی بن طلحةبن علی رازی الاصل بغدادی المولد و المسکن، مکنّی به ابوالحسین و مشهور به ابن بقشلان و ملقّب به علم الدین. وی در سال ۵۱۵ هـ . ق. در بغداد متولد شد سپس به شام رفت و از آنجا به مصر سفر کرد و در شعبان سال ۵۵۹ هـ . ق. در مصر درگذشت. او را خطی بسیار خوب بود. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۰۴).
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن خلیل بن ابراهیم بن محمدعلی رازی طهرانی نجفی. رجوع به علی تهرانی (ابن خلیل بن..) شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن عباس خراذینی رازی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی خراذینی شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن عبیداللََّه بن حسن بن حسین بن بابویه قمی رازی. رجوع به علی قمی شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن مجاهدبن مسلم بن رفیع کابلی رازی کندی، مکنّی به ابومجاهد. رجوع به کابلی (ابومجاهد علی بن...) و علی (ابن مجاهدبن مسلم...) شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن محمدبن علی خزاز رازی قمی، مکنّی به ابوالقاسم. رجوع به علی خزاز شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن محمد رازی، ملقب به زین الدین و مکنّی به ابوالحسن. متکلم و شاعر قرن ششم هجری بود. او راست: ۱ -دقائق الحقایق. ۲ -مسائل فی المعدوم و الاحوال. ۳ -مناظرات و نیز اشعاری دارد. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۷۹. فوائدالرضویهٔ عباس قمی ج ۱ ص ۳۲۳. تذکرةالمتبحرین ص ۴۸۹).
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن محمودبن حسن حمصی رازی شیعی، ملقّب به جمال الدین. رجوع به علی حمصی شود.
[ عَ یِ ] (اِخ) ابن محمودبن محمدبن مسعودبن محمودبن محمدبن محمدبن محمدبن عمر شاهرودی بسطامی هروی رازی فخری بکری حنفی، مشهور به مصنفک و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی مصنفک شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی رازی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید