معنی علی دینوری
6 بازدید
[ عَ یِ دَ نَ وَ ] (اِخ) ابن عبدالواحد دینوری، مکنّی به ابوالحسن. قاری بود. وی از قزوینی و ابومحمد خلال و عده ای دیگر روایت کرد. و ابن الجوزی از او روایت دارد. او در جمادی الاخرهٔ سال ۵۲۱ هـ . ق. درگذشت. (از معجم المؤلفین بنقل از شذرات الذهب ابن عماد ج ۴ ص ۶۴. مرآةالجنان یافعی ج ۳ ص ۲۲۸).[ عَ یِ دَ نَ وَ ] (اِخ) ابن محمدبن سهل صائغ دینوری، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی صائغ شود.
کلمات همقافیه با «علی دینوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر