معنی علی خوافی
[ عَ یِ خوا / خا ] (اِخ) (علی سرخ...)، مکنّی به ابومسلم. پهلوان دربار سلطان ابوسعید. رجوع به علی سرخ خوافی شود.[ عَ یِ خوا / خا ] (اِخ) ابن قاسم خوافی سنجابی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سنجابی شود.
کلمات همقافیه با «علی خوافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر