معنی علی خواجه
[ عَ یِ خوا / خا جَ / جِ ] (اِخ) ابن عمرشاه سمرقندی. وی در سال ۶۹۱ هـ . ق. حاکم یزد بود و در عهد او واقعه ای برای یکی از صاحب ملکان روی داد که در تاریخ حبیب السیر نقل شده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۶۸ شود.[ عَ یِ خوا / خا جَ / جِ ] (اِخ) غجدوانی بخارائی. از فرستادگان چنگیزخان مغول به دربار سلطان محمد خوارزمشاه. پس از آنکه دو دولت چنگیزی و خوارزمشاهی هریک بسبب فتوحات خود، خاصه از میان رفتن قراختائیان هم مرز شدند، گروهی از بازرگانان مسلمان نزد چنگیزخان رفتند و مقداری پارچه های زربفت به خدمت او بردند و خان به بهای خوب کالای ایشان را خرید و جمعی از بازرگانان رعیت خود را به خوارزم فرستاد با هدیه های نفیس. فرستادگان چنگیز در ماوراءالنهر بخدمت خوارزمشاه رسیدند. محمود خوارزمی که «یَلَواج» یعنی فرستاده خطاب می شد و این علی خواجه بخارائی یا غجدوانی و یوسف اُتراری از جملهٔ فرستادگان بودند. چندی بعد در ماه صفر سال ۶۱۷ هـ . ق. که جوجی خان فرزند چنگیزخان مغول، شهر «جند» را مسخر ساخت و آنجا را غارت کرد همین علی خواجه را به امارت آن شهر گماشت. (از سیرهٔ جلال الدین) (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۰) (تاریخ مفصل ایران، مغول چ عباس اقبال ص ۲۲ و ۳۴).
کلمات همقافیه با «علی خواجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر