معنی علی خشکناجه
[ عَ یِ ؟ ] (اِخ) ابن وصیف، مشهور به خشکناجه و مکنّی به ابوالحسن. نویسنده و شاعر و از اهالی بغداد بود. وی بیشتر در رقة سکونت داشت و آنگاه به موصل منتقل شد و در حدود سال ۳۷۰ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱ -الافصاح و التثقیف فی الخراج و رسومه. ۲ -دیوان شعر. ۳ -صناعةالبلاغة. ۴ - الفوائد. ۵ -النثر الموصول بالنظم. (از معجم المؤلفین بنقل از الفهرست ابن الندیم ج ۱ ص ۱۳۹. معجم الادباء یاقوت ج ۱۵ ص ۱۰۲. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۸۱).
کلمات همقافیه با «علی خشکناجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر