معنی علی خزرجی
[ عَ یِ خَ رَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن علی بن ابی بکربن عمربن احمدبن عبدالرحمان بن محمد خزرجی انصاری مکی شافعی، مشهور به ابن جمال مصری. رجوع به علی مکی شود.[ عَ یِ خَ رَ ] (اِخ) ابن احمد شامی خزرجی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی شامی شود.[ عَ یِ خَ رَ ] (اِخ) ابن حسن بن ابی بکربن حسن بن علی خزرجی زبیدی یمنی، مشهور به ابن وهاس و ملقّب به موفق الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی یمنی شود.[ عَ یِ خَ رَ ] (اِخ) ابن خلیفةبن یونس بن ابی القاسم بن خلیفهٔ خزرجی، مشهور به ابن ابی اصیبعة و ملقّب به رشیدالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی (ابن خلیفةبن...) و ابن ابی اصیبعه شود.[ عَ یِ خَ رَ ] (اِخ) ابن عبدالکافی بن علی بن تمام بن یوسف بن موسی بن تمام انصاری خزرجی سبکی شافعی، ملقّب به تقی الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سبکی شود.[ عَ یِ خَ رَ ] (اِخ) ابن محمدبن محمدبن ابراهیم خزرجی فاسی، مشهور به حصار و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی حصار شود.
کلمات همقافیه با «علی خزرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر