معنی علی خزاز

معنی علی خزاز

[ عَ یِ خَ زْ زا ] (اِخ) ابن عبدالرحمان خزاز سوسی (شوشی)، مکنّی به ابوالعلاء. وی لغوی و از اهل شوش خوزستان بود و نزد ابوعبداللََّه محاملی به تلمذ پرداخت. ابونصر سجزی (سگزی) از او روایت دارد. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۴۶ چ قاهره ج ۱۴ ص ۱۰).
[ عَ یِ خَ زْ زا ] (اِخ) ابن محمدبن علی خزاز رازی قمی، مکنّی به ابوالقاسم. فقیه و اصولی و متکلم قرن چهارم هجری بود. او راست: ۱ -الایضاح فی اصول الدین علی مذهب اهل البیت. ۲ -کفایةالاثر فی النصوص علی الائمة الاثنی عشر. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۱۷). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: فوائدالرضویهٔ عباس قمی ج ۱ ص ۳۲۵. روضات الجنات خوانساری ص ۳۸۸. منتهی المقال ابوعلی ص ۲۲۴. تذکرةالمتبحرین ص ۴۹۰. تنقیح المقال مامقانی ج ۲ ص ۳۰۷. وی شاگرد صدوق بن بابویه است و او را کتاب «الاثر» در امامت نیز می باشد. (از یادداشت دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «علی خزاز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید