معنی علی حرانی
[ عَ یِ حَ رْ را ] (اِخ) ابن حسین بن علی بن علان بن عبدالرحمان، مشهور به ابن حرانی و مکنّی به ابوالحسن. محدث و مورخ و اهل خراسان بود. وی در سال ۳۵۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: تاریخ الجزیرة. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۷۶) (از هدیةالعارفین ج ۱ ص ۶۸۱).[ عَ یِ حَ رْ را ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن شبیب بن حمدان بن شبیب حنبلی حرانی، ملقّب به نورالدین. ادیب بود و در طب نیز اطلاعاتی داشت. وی در سال ۷۴۷ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: جامع الفنون. (از معجم المؤلفین بنقل از الدررالکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۵۹).[ عَ یِ حَ رْ را ] (اِخ) ابن عمربن احمدبن عماربن احمدبن علی بن عبدوس حرانی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن عبدوس. مفسر و واعظ و فقیه قرن ششم هجری بود. در سال ۵۱۰ یا ۵۱۱ هـ . ق. متولد شد و در ۵۵۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -تفسیری بزرگ. ۲ -کتاب المذهب فی المذهب. ۳ -مجالس وعظ. (از معجم المؤلفین بنقل از ذیل طبقات الحنابلهٔ ابن رجب ص ۲۰۶. شذرات الذهب ابن عماد ج ۴ ص ۱۸۳).[ عَ یِ حَ رْ را ] (اِخ) ابن عیسی حرانی. او راست: عجائب البحر، که آن را برای المقتدر تألیف کرده است. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۱۲۶).
کلمات همقافیه با «علی حرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر