معنی علی جلابی
5 بازدید
[ عَ یِ جُ لْ لا ] (اِخ) ابن افراسیاب جلابی (کیا...). وی و برادرش کیامحمد، جوانانی خوش آواز و مورد توجه و عنایت ملک فخرالدوله آخرین ملک آل باوند بودند و فخرالدوله خود بر آنها شاهنامه می خواند. در بیست وهفتم ماه محرم سال ۷۴۵ هـ . ق. یکی از آن دو برادر در حمام ملک فخرالدوله را با خنجر به قتل رساند، آنگاه جلابیان بر مازندران مسلط شدند. و در سال ۷۶۰ هـ . ق. در جنگی که بین افراسیاب جلابی با اتباع سیدقوام الدین مرعشی درگرفت، افراسیاب و از پس او کیاعلی و دیگر برادرانش کشته شدند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۳۳۷ و ۳۳۹).[ عَ یِ جُ لْ لا ] (اِخ) ابن عثمان بن ابی علی جلابی هجویری غزنوی، مکنّی به ابوالحسن. وی از عرفا و متصوفهٔ بزرگ قرن پنجم هجری بود و در سال ۴۶۵ هـ . ق. درگذشت. او از مریدان شیخ ابوالفضل محمدبن حسن خُتَّلی است و بجز وی بسیاری از مشایخ را نیز دیده و از آنان در کتاب «کشف المحجوب» خود نقل کرده است. مهمترین اثر او کتاب «کشف المحجوب» است که از امهات کتب صوفیان و از جمله قدیمترین آنهاست که بعدها مورد استفادهٔ کسانی که در احوال و آثار مشایخ صوفیان کتاب می نوشته اند قرار گرفت، مانند عطار در تذکرةالاولیاء و جامی در نفحات الانس. اثر دیگر او «منهاج الدین» است در ترجمهٔ احوال اصحاب الصفة. رجوع به تاریخ ادبیات در ایران، دکتر صفا ج ۲ ص ۸۹۲ و نفحات الانس جامی چ توحیدی پور ص ۳۱۶ شود.[ عَ یِ جُ لْ لا ] (اِخ) ابن محمدبن طیب جلابی، مکنّی به ابوالحسن. متوفی در سال ۵۳۴ هـ . ق. او راست: تاریخ واسط. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۳۰۹. ایضاح المکنون بغدادی ۱ ص ۲۱۲).
کلمات همقافیه با «علی جلابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر