معنی علی جرجانی

معنی علی جرجانی

5 بازدید
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن احمد جرجانی، مکنّی به ابوالقاسم. وی در عداد فیلسوفان بزرگ روزگار بود. و این دو بیت از اوست که وصیت کرد بر لوح مزارش نقر کنند: رب میت قد صار بالعلم حیا و معافا قد مات جهلا و عیا فاطلبوا العلم کی تنالوا خلودا لاتعد البقاء فی الجهل شیئا. (از یادداشت دهخدا).
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن صالح جرجانی او راست: ۱ -جرجانیات، و آن مسائلی است که از محمدبن حسن روایت کرده است. ۲ -مسائل علی بن صالح. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۵۸۱ و ۱۶۶۹).
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن حسن بن علی بن اسماعیل جرجانی شافعی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن عبدالعزیز فقیه) و علی (ابن عبدالعزیزبن...) و جرجانی (علی بن عبدالعزیز...) شود.
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن عبدالغفار جرجانی کاتب، مکنّی به ابوالحسن. به عربی شعر نیز می گفته و دیوان او پنجاه ورقه است. (از الفهرست ابن الندیم).
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن فضلان جرجانی بن بزری، مکنّی به ابوالحسن. محدث و ساکن سمرقند بود. وی از ابن الاعرابی حدیث شنیده است و حمزة السهمی از او حدیث کرده است. «بزری» نسبت به «بزر» است و منظور کسی که «بزر» را برای روغنگیری می فشارد. (از تاج العروس) (از منتهی الارب). و رجوع به جرجانی (علی بن فضلان...) شود.
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن محمدبن عبداللََّه بن علی بن زکریا زبحی جرجانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی زبحی شود.
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن محمدبن علی جرجانی حسینی حنفی، مشهور به میرسیدشریف و مکنّی به ابوالحسن. از علما و حکمای مشهور نیمهٔ دوم قرن هشتم هجری بود. رجوع به جرجانی (علی بن محمدبن علی حسینی...) و مآخذ ذیل شود: معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۱۶. فهرس المؤلفین بالظاهریة. بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۵۱. الضوءاللامع سخاوی ج ۵ ص ۳۲۸. البدرالطالع شوکانی ج ۱ ص ۴۸۸. الفوائدالبهیهٔ لکنوی ص ۱۶۷. مفتاح السعادهٔ طاش کبری ج ۱ ص ۱۲۵. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۲ و ۴۱ و سایر صفحات. فهرس المخطوطات المصورهٔ سید ج ۱ ص ۳۴۴. المکتبةالبلدیة. فهرس الریاضیات ص ۳۹. فهرس الخدیویة ج ۶ ص ۵۵. کتب ادبی دانشگاه تهران. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۱۴۰ و ج ۲ ص ۲۲۹ و سایر صفحات. روضات الجنات خوانساری ص ۴۹۷. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۲۸.
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن محمد جرجانی ادریسی. او راست: تاریخ جرجان. نیز رجوع به ادریسی (علی بن محمد...) شود.
[ عَ یِ جُ ] (اِخ) ابن محمد جرجانی حنفی، مکنّی به ابوالحسن. او کتاب اجناس احمدبن محمد ناطقی را بر ترتیب کافی مرتب کرد. (از کشف الظنون).

کلمات هم‌قافیه با «علی جرجانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید