معنی علی جامعی
6 بازدید
[ عَ یِ مِ ] (اِخ) ابن رضی الدین بن علی بن احمدبن محیی الدین جامعی عاملی. متوفی در حدود سال ۱۰۵۰ هـ . ق. او را رساله ای است دربارهٔ شرح حال اجدادش. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعة ج ۴۱ ص ۲۵۵). و نیز رجوع به مصنفی علم الرجال آقابزرگ طهرانی ص ۲۸۱ شود.[ عَ یِ مِ ] (اِخ) ابن محیی الدین جامعی عاملی. فقیه و عالم فرایض بود که در سال ۱۰۰۸ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: رساله ای در مواریث که آن را برای اهل کونین از قرای جبل عامل نوشته است. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۱۵۹).
کلمات همقافیه با «علی جامعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر