معنی علی ترکمانی
5 بازدید
[ عَ یِ تُ کَ ] (اِخ) ابن آیبک ترکمانی صالحی، ملقّب به نورالدین و منصور. دومین تن از ممالیک بحری در مصر و شام. رجوع به علی بحری (ابن آیبک...) شود.[ عَ یِ تُ کَ ] (اِخ) ابن عثمان بن ابراهیم بن مصطفی بن سلیمان ماردینی حنفی ترکمانی، ملقّب به علاءالدین و مشهور به ابن الترکمانی. فقیه و اصولی و نحوی و لغوی و مفسر و محدث و ریاضی دان و ادیب و شاعر و نویسنده و عالم فرایض بود. وی در سال ۶۸۳ هـ . ق. متولد شد و مدتی مشغول تدریس و فتوی دادن و قضاوت کردن بود و در محرم سال ۷۵۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -بهجةالاریب فی بیان ما فی کتاب اللََّه العزیز من الغریب. ۲ -الدرة السنیة فی العقیدة السنیة. ۳ -السعدیة فی اصول الفقه. ۴ -شرح الهدایة فی فروع الفقه الحنفی. ۵ - مختصر تلخیص المتشابه فی الرسم خطیب بغدادی. ۶ -مختصر علوم الحدیث ابن صلاح. ۷- مختصر محصل امام فخر. ۸- المختلف و المؤتلف، در انساب عرب. ۹ -المنتخب فی علوم الحدیث. و نیز او را آثار نظم و نثر دیگری است. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۴۵). صاحب معجم المؤلفین مآخذ ذیل را نیز آورده است: طبقات الحنفیة ص ۳۱. فهرس المؤلفین بالظاهریة. الدررالکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۸۴. النجوم الزاهرهٔ ابن تغری بردی ج ۱۰ ص ۲۴۶. حسن المحاضرهٔ سیوطی ج ۱ ص ۲۶۷. تاج التراجم ابن قطلوبغا ص ۳۲. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۲۵۶ و سایر صفحات. الجواهرالمضیهٔ قرشی ج ۱ ص ۳۶۶. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۳۸۲. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۲۰.[ عَ یِ تُ کَ ] (اِخ) ابن عمربن قزل بن جلدک ترکمانی، مشهور به مشد و مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به سیف الدین. رجوع به علی مشد شود.[ عَ یِ تُ کَ ] (اِخ) ابن محمد سالم بن ولی الدین ترکمانی الاصل دمشقی حنفی. فقیه بود و در دمشق متولد شد و در سال ۱۱۰۸ هـ . ق. در همین شهر درگذشت. او را رسائل و تعلیقات و حواشی بسیاری است. (از معجم المؤلفین بنقل از سلک الدرر مرادی ج ۳ ص ۲۲۹).
کلمات همقافیه با «علی ترکمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر