معنی علی تبریزی
5 بازدید
[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوالحسن. عالم در حدیث و حساب و جز اینها. متوفی در قاهره در ۱۵ ماه رمضان سال ۷۴۰ هـ . ق. (از معجم المؤلفین بنقل از طبقات الشافعیهٔ اسنوی ص ۵۶).[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن احمدبن هبل تبریزی بغدادی موصلی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به مهذب الدین. متوفی در سال ۶۱۰ هـ . ق. او راست: المختار فی الطب الجمالی، که آن را برای جمال الدین وزیر، مشهور به جواد تألیف کرده است. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ج ۲ ص ۱۶۲۲).[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن اسماعیل بن یوسف قونوی تبریزی شافعی، ملقب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قونوی شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن عبدالعظیم تبریزی خیابانی حکیم آبادی. ادیب بود و در سال ۱۲۸۲ هـ . ق. متولد شد. او راست: ۱ -تحفةالاحباء فی شرح قصیدة سیدالشعراء. ۲ -منتخب المقاصد و منتجب الفوائد، در شش جلد. ۳ -وقائع الایام، در چند جلد. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۱ ص ۳۰۵). و رجوع به مصنفی علم الرجال آقابزرگ ص ۳۲۱ شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن ابی الحسن اردبیلی تبریزی شافعی، ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوالحسن. نام او را به صورت علی بن عبداللََّه بن حسین بن ابی بکر نیز ذکر کرده اند. وی مفسر و محدث و فقیه و اصولی و ریاضی دان و متکلم و نحوی بود و علم طب نیز می دانست. او در سال ۶۶۷ یا ۶۷۴ یا ۶۷۷ هـ . ق. در اردبیل از شهرهای آذربایجان متولد شد و ساکن تبریز گردید سپس به مکه و از آنجا به مصر رفت و در سال ۷۴۶ یا ۷۴۹ هـ . ق. در قاهره درگذشت. او راست: ۱ -التذکرة، در حساب. ۲ -حاشیه بر شرح الحاوی الصغیر قزوینی، در فروع فقه شافعی. ۳ -مبسوطالاحکام فی تصحیح ما یتعلق بالکلم و الکلام، از شرح کافیهٔ ابن حاجب. ۴ -مختصر علوم الحدیث ابن صلاح. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۳۴). و صاحب معجم المؤلفین مآخذ ذیل را نیز ذکر کرده است: الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۹۳. فهرس مخطوطات الظاهریة. الدررالکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۷۲. شذرات الذهب ابن عماد ج ۶ ص ۱۴۸. حسن المحاضرهٔ سیوطی ج ۱ ص ۳۱۵. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۶۲۶ و ۱۳۷۵. بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۳۹. معجم الاطباء احمد عیسی ص ۳۰۷. ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۴۲۴. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۱۹. الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۲۱. و نیز رجوع به تاج الدین (ابومحمد علی بن...) شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن لطف علی مغانی تبریزی. فقیه و اصولی قرن سیزدهم هجری بود که در سال ۱۲۸۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: تقریر بحث حسین الترکی و المامقانی فی الاصول، در هفت مجلد. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۱۶).[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی رضوی تبریزی نجفی، مشهور به سیدعلی داماد. رجوع به علی داماد شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن محمد مرعشی تبریزی، ملقّب به شرف الدین و سیدالاطباء. رجوع به علی مرعشی شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) (علیخان...) ابن مقیم بن شاهمیر تبریزی، ملقّب به جواهررقم. رجوع به علی جواهررقم شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن موسی بن شفیع بن رفیع تبریزی، ملقّب به ثقةالاسلام. رجوع به علی خراسانی (ابن موسی بن محمدشفیع بن محمدجعفربن...) شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن نصربن هارون بن ابی القاسم حسینی یا موسوی تبریزی، ملقّب به معین الدین یا صفی الدین و متخلص به قاسم و مشهور به قاسمی و شاه قاسم. عارف قرن نهم هجری. رجوع به قاسم انوار شود.[ عَ یِ تَ ] (اِخ) (میر...) حسینی تبریزی خطاط، ملقّب به ظهیرالدین و قدوةالکتاب. وی شاعر و خطاط بود و برخی او را اولین کسی دانند که خط نستعلیق را وضع کرد لذا به «واضع» نیز مشهور است. درگذشت او به سال ۸۵۰ هـ . ق. بوده است و برخی آن را ۸۸۵ نوشته اند. (از الذریعهٔ آقابزرگ طهرانی ج ۹ ص ۷۵۲ بنقل از آئین اکبری ص ۷۵. شاهد صادق. و مجلهٔ پیام نوین شماره ۱ ص ۶ (سال ۱۳۳۷ ش). مدادالخط میرعلی هروی. تاریخ رشیدی. گلستان هنر. مرآةالعالم. مناقب هنروران. حالات هنروران. دانشمندان آذربایجان ص ۳۷۸. امتحان الفضلاء ج ۱. صراطالسطور ص ۴۵۸. ریحانةالادب. پیدایش خط و خطاطان).[ عَ یِ تَ ] (اِخ) (خواجه...) شطرنجی. وی از بزرگان معاصر امیرتیمور گورکانی بود. رجوع به علی شطرنجی شود.
کلمات همقافیه با «علی تبریزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر