معنی علی بیهقی

معنی علی بیهقی

7 بازدید
[ عَ یِ بَ هَ ] (اِخ) ابن حسن شافعی، مشهور به بیهقی. متوفی در سال ۴۵۸ هـ . ق. او راست: شرح الاسماء الحسنی. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۰۳۲).
[ عَ یِ بَ هَ ] (اِخ) ابن حسین بن علی بیهقی حنفی، ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. از پزشکان به شمار می رفت و در سال ۹۱۲ هـ . ق. در قید حیات بود. او راست: ۱ -ترویح الارواح لتصحیح الاشباح، درطب. ۲ -معادن النوادر فی معرفةالجواهر. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۴۱).
[ عَ یِ بَ هَ ] (اِخ) ابن زیدبن محمدبن حسین بن سلیمان بن ایوب انصاری اوسی خزیمی بیهقی شافعی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن فندق و فرید خراسان. حکیم و ادیب مشهور ایران و از ریاضی دانان بزرگ قرن ششم هجری بود. وی در فقه و اصول و طب و لغت و عروض و حکمت و کلام و تاریخ و سایر علوم نیز متبحر بود. یاقوت حموی در معجم الادباء نسب نامهٔ کامل او را آورده و ولادتش را ۲۷ شعبان سال ۴۹۹ هـ . ق. در قصبهٔ سبزوار از ناحیهٔ بیهق یاد کرده است. اما بیهقی خود در تاریخ بیهق گوید که در سال ۵۰۰ هـ . ق. که سال قتل فخرالملک وزیر بود در دبیرستان (یعنی مکتب) بود. بنابراین ولادت او باید چند سالی پیش از ۴۹۹ هـ . ق. باشد. وی در سال ۵۶۵ هـ . ق. در بیهق درگذشت. او در جوانی به کسب علوم مختلف اشتغال جست. و بسیاری از استادان بزرگ عهد خود را در بیهق و نیشابور و مرو و سرخس و دیگر بلاد خراسان دید و از محضر آنان استفاده کرد از آن جمله با حکیم عمرخیام دیدار کرد و شرحی در این باره که به سال ۵۰۷ هـ . ق. روی داده در کتاب تتمهٔ صوان الحکمة آورده است. علی بیهقی از سبزوار به ناحیهٔ ششتمذ رفت و سپس به مرو سفر کرد و عهده دار امر قضاء در بیهق شد. یاقوت حموی بسیار از تصانیف او را بنقل از قول مؤلف ذکر کرده است که به ترتیب حروف تهجی عبارتند از: ۱ - آداب السفر. ۲ -احکام القرانات. ۳ -الاراحة عن شدائد المساحة. ۴ -ازاهیرالریاض المریعة و تفسیر الفاظ المحاورة و الشریعة. ۵ -أزهار اشجار الاشعار. ۶ -اسامی الادویة و خواصها و منافعها. ۷ -اسرارالاعتذار. ۸ - اسرارالحکم. ۹ -أسئلة القرآن مع الاجوبة. ۱۰ -اصول الفقه. ۱۱ -أطعمة المرضی. ۱۲ - الاعتبار بالاقبال و الادبار. ۱۳ - اعجازالقرآن. ۱۴ -الافادة فی اثبات الحشر و الاعادة. ۱۵ -الافادة فی کلمة الشهادة. ۱۶ - الامانات فی شرح الاشارات. ۱۷ -امثلة الاعمال النجومیة. ۱۸ -الانتصار من الاشرار. ۱۹ -ایضاح البراهین، در اصول. ۲۰ - بساتین الانس و دساتین الحدس فی براهین النفس. ۲۱ -البلاغةالخفیة. ۲۲ - تاریخ بیهق، که مهمترین کتاب اوست به زبان پارسی. و آن در تاریخ و جغرافیای ناحیهٔ بیهق (ناحیه ای از خراسان که سبزوار قصبهٔ آن بود) و ذکر رجال علم و ادب و کتّاب و سادات و خاندانهای مشهور آن ولایت است. ۲۳ -تتمهٔ صوان الحکمة، که به عربی است و آن ذیلی است برصوان الحکمهٔ ابوسلیمان محمدبن طاهربن بهرام سجستانی منطقی (متوفی بعد از سال ۳۹۱ هـ . ق.) ، و ذکر بسیاری از حکما و اطبا و علمای علوم اوایل که در صوان الحکمة نیامده بود و یا احتیاج به تکمیل داشت در آن آمده است و اطلاعاتی که مؤلف بخصوص دربارهٔ حکمای ایران از عهد بوعلی به بعد آورده بسیار مهم و گرانبها است. ترجمه ای از این کتاب در قرن هفتم به نام «درةالاخبار» صورت گرفت که دو بار در لاهور و تهران به طبع رسیده است. ۲۴ - التحریر فی التذکیر، در دو مجلد. ۲۵ - تحفةالسادة. ۲۶ -تعلیقات فصول بقراط. ۲۷ - تنبیه العلماء علی تمویه المتشبهین بالعلماء. ۲۸ -جلاء صدأ الشک، در اصول. ۲۹ - جوامع احکام النجوم، در سه مجلد. این کتاب از آثار معتبر او در ریاضی است، و در عین انکار علم احکام نجوم، آن را به خواهش دوستان خود نوشت. و از آن نسخی در کتابخانه های دانشگاه تهران و مدرسهٔ عالی سپهسالار موجود است. ۳۰ - حصص الاصفیاء فی قصص الانبیاء علی طریق البلغاء، در دو مجلد و به فارسی است. ۳۱ -خلاصةالزیجة. ۳۲ -دُررالسخاب و دِررالسحاب فی الرسائل. ۳۳ -درةالوشاح، که تتمهٔ کتاب وشاح است. ۳۴ -ذخائر الحکم. ۳۵ -ربیع العارفین. ۳۶ -الرسائل، به فارسی. ۳۷ -رسالةالعطارة فی مدح بنی الزنارة. ۳۸ -رقیات التشبیهات علی خفایا المختلطات بالجداول. ۳۹ - ریاحین العقول. ۴۰ -السموم. ۴۱- شرح الحماسة. ۴۲ -شرح رسالة الطیر. ۴۳ -شرح شعر البحتری و أبی تمام. ۴۴ -شرح شهاب الاخبار. ۴۵ -شرح مشکلات المقامات الحریریة. ۴۶ -شرح الموجز المعجز. ۴۷ -طرائق الوسائل الی حدائق الرسائل. ۴۸ -عرائس النفائس. ۴۹ - العروض. ۵۰ -عقوداللآلی. ۵۱ - عقودالمضاحک، به فارسی. ۵۲ - غررالاقیسة. ۵۳ -غررالامثال، در دو مجلد. ۵۴ -الفرائض بالجدول. ۵۵ -قرائن آیات القرآن. ۵۶- کتاب فی الحساب. ۵۷ - کنزالحج، در اصول. ۵۸- لباب الانساب. ۵۹ -مجامع الامثال و بدائع الاقوال، در چهار مجلد. ۶۰ -المختصر من الفرائض. ۶۱ - مشارب التجارب، در چهار مجلد و آن ذیلی بود بر تاریخ یمینی. ۶۲ -المشتهر فی نقض المعتبر الذی صنفه الحکیم ابوالبرکات. ۶۳ - معارج نهج البلاغة، که شرح و تفسیر نهج البلاغه است. ۶۴ -المعالجات الاعتباریة. ۶۵ -معرفة ذات الحلق و الکرة و الاصطرلاب. ۶۶ - ملح البلاغة. ۶۷ -مناهج الدرجات فی شرح کتاب النجاة، در سه مجلد. ۶۸ -مؤامرات الاعمال النجومیة. ۶۹ -نصائح الکبراء، به فارسی. ۷۰ -نهج الرشاد، در اصول. ۷۱ - وشاح دمیةالقصر، در یک مجلد بزرگ و آن ذیلی بود بر دمیةالقصر باخرزی. ۷۲ -الوقیعة فی منکر الشریعة. و نیز او را مجموعه ای از نامه های متفرقه و مجموعهٔ دیگری از اشعار خود بود. از میان این آثار اکنون کتابهای تاریخ بیهق و تتمهٔ صوان الحکمة و جوامع الاحکام النجوم و لباب الانساب و معارج نهج البلاغة موجود است. و نیز رجوع به ظهیرالدین (ابوالحسن علی بن...) شود. (از تاریخ ادبیات در ایران چ صفا ج ۲، چ ۱ ص ۳۱۱ و ص ۹۹۳) (معجم الادباء چ مصر ج ۱۳ ص ۲۱۹) (معجم المؤلفین ج ۷ ص ۹۶). صاحب معجم المؤلفین مآخذ ذیل را نیز یاد کرده است: سیرالنبلاء ذهبی ج ۱۲ ص ۲۸۴. الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۶۸. کشف الظنون ص ۲۸۹ و ۶۰۹ و سایر صفحات، اعیان الشیعه ج ۴۱ ص ۲۷. ایضاح المکنون ج ۱ ص ۳ و ۳۶ و سایر صفحات، و ج ۲ ص ۶۰ و ۸۳ و سایر صفحات. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۲۹۹. کنوزالاجداد محمد کردعلی ص ۲۹۹. فهرست کتابخانهٔ رضوی ص ۸۰. مقدمة تاریخ حکماءالاسلام محمد کردعلی ص ۹. فهرس المخطوطات المصورهٔ سید ج ۲ ص ۱۷۵. و رجوع به مصنفی علم الرجال آقابزرگ طهرانی ص ۲۸۱ شود.
[ عَ یِ بَ هَ ] (اِخ) ابن سختویه بیهقی خسروجردی. شاعر قرن ششم هجری. او را دیوان شعری است که بیش از ده هزار بیت است. (از معجم المؤلفین).
[ عَ یِ بَ هَ ] (اِخ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی. وی هنوز به سن نه سالگی نرسیده بود که بینائیش را بر اثر مرض آبله از دست داد. با این حال از خود مایوس نگشت و به تحصیل علوم پرداخت. و از عجایب اینکه او بدون استاد و معلم پی به حقایق برد و مسائل مشکل و مفصل را حل می کرد. پس از حکمت طبیعی و الهی طبعش به ریاضی متمایل گشت و بر اثر کوشش بسیار در این راه، مهندس و منجم قابلی شد بطوری که استخراج طوابع و تقاویم کواکب می کرد. (از ترجمهٔ نزهةالارواح و روضةالافراح شهرزوری چ تهران ج ۲ ص ۱۰۹).

کلمات هم‌قافیه با «علی بیهقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید