معنی علی بکری‌

معنی علی بکری‌

6 بازدید
. [ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن خلف بن عبدالملک بن بطال بکری قرطبی مالکی، مشهور به ابن لجام و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قرطبی شود.
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن عیاد تستری بکری فاسی مغربی. رجوع به علی تستری شود.
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن علی بن یحیی بکری زیدی یمنی. متوفی در بیست وهشتم رمضان سال ۸۸۲ هـ . ق. او راست: ۱ -شرح مقدمةالازهار. ۲ - شرح مقدمهٔ بیان ابن مظفر. ۳ -شرح منهاج قرشی. (از معجم المؤلفین بنقل از البدرالطالع شوکانی ج ۱ ص ۴۹۲).
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالرحمان بن احمدبن محمد بکری صدیقی مصری شافعی، مکنّی به ابوالحسن. فقیه و شاعر بود و در سال ۹۵۲ هـ . ق. در قاهره در گذشت. او راست: ۱ -حاشیه بر شرح محلی. ۲ -شرح الروض. ۳ -شرح اللباب. ۴ - الکنز فی شرح المنهاج للنووی. ۵ -نبذة فی فضائل النصف من شعبان. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۴۴. الکواکب السائرهٔ غزی ج ۲ ص ۱۹۴. شذرات الذهب ابن عماد ج ۸ ص ۲۹۲).
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمد شریف بکری موصلی. از منجمان و احکامیان متقدم بود. او راست: برهان الکفایة، در علم احکام نجوم به عربی، که ظاهراً در اواخر قرن ششم هجری تألیف شده است. مؤلف در کتاب خود از عمربن فرخان طبری، ماشاءاللََّه، یعقوب بن اسحاق کندی و ابومعشر بلخی که همگی از قدمای حکما و منجمان و احکامیان و از معاصران خلفای اوایل عباسی هستند، نقل می کند. این کتاب را ملاعلی قوشچی (متوفی در سال ۸۷۹ هـ . ق.) به فارسی ترجمه کرده با انشائی خوش و در نهایت قدمت و دیرینگی. نسخه ای از این ترجمهٔ علی قوشچی در کتابخانهٔ لغت نامهٔ دهخدا موجود است.
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمد یمنی بکری. متوفی در سال ۸۸۳ هـ . ق. او راست: ۱ -شرح مقدمةالازهار. ۲ -شرح مقدمةالبیان ابن مظفر. ۳ -شرح منهاج قرشی. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۳۷).
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمودبن محمدبن مسعودبن محمودبن محمدبن محمدبن محمدبن عمر شاهرودی بسطامی هروی رازی فخری بکری حنفی، مشهور به مصنفک و ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی مصنفک شود.
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن یعقوب بن جبریل بن عبدالمحسن بکری مصری شافعی، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. مفسر و بیانی بود. (۶۷۳ -۷۲۴ هـ . ق.). او راست: ۱ - تفسیر سورة الفاتحة. ۲ -الحکم. ۳ -کتابی در بیان. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۶۲). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۲۴۴. البدایهٔ ابن کثیر ج ۱۴ ص ۱۱۴. شذرات الذهب ابن عماد ج ۶ ص ۶۶. طبقات الشافعیهٔ سبکی ج ۶ ص ۲۴۲. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۴۵۵.

کلمات هم‌قافیه با «علی بکری‌»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ی‌» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید