معنی علی بهجت

معنی علی بهجت

8 بازدید
[ عَ بَ جَ ] (اِخ) ابن محمودبن علی آغامصری. عالم در تاریخ و آثار شرقی و اسلامی. وی در سال ۱۲۷۴ هـ . ق. در قریهٔ بلهاالعجوز از توابع بنی سویف در صعیدأدنی متولد شد و بترتیب در مدارس ناصریه و تجهیزیة و مدرسهٔ زبان شرکت کرد و در زبانهای عربی و فرانسوی و ترکی و آلمانی متبحر شد. سپس مشاغل زیر را به ترتیب عهده دار شد: مدرس تاریخ و جغرافی در مدرسهٔ زبان، بازرس وزارت اوقاف، رئیس انجمن ترجمه در وزارت فرهنگ و متصدی موزهٔ عرب. در سال ۱۳۴۲ هـ . ق. در مطریهٔ قاهره درگذشت. او راست: ۱ -اطلال الفسطاط. ۲ -قاموس الامکنة و البقاع التی یرد ذکرها فی کتب الفتوح. ۳ -گزارشی از دارالکتب الخدیویة. (از معجم المؤلفین بنقل از الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۷۴. معجم المطبوعات ص ۳۵۹. فهرس دارالکتب المصریة ج ۶ ص ۳. فهرس الجغرافیا ص ۲۱. فهرس المؤلفین بالظاهریة).

کلمات هم‌قافیه با «علی بهجت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید