معنی علی بهادر
7 بازدید
[ عَ یِ بَ دُ ] (اِخ) وی نخستین کس از سپاه هلاکوخان مغول بود که به باروی بغداد رفت لذا پس از زوال دولت عباسی و تسلط هلاکوخان بر بغداد، باسقاقی و نیابت حکومت بغداد به وی واگذار شد. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۹۶) (و دستورالوزراء خوندمیر ص ۱۰۵).[ عَ یِ بَ دُ ] (اِخ) (امیر شیخ...) وی از امرای میرزا ابوالقاسم بابر بود. و در حدود سال ۸۵۳ هـ . ق. از طرف میرزا بابر مأمور دفع غائلهٔ امیرهندو شد و در حدود «خبوشان» در جنگی که بین آنها رخ داد امیرهندو بدست امیر شیخ علی بهادر کشته شد. میرزا بابر پس از فتح چناران، حکومت ساوه را به امیرشیخ علی واگذاشت. اما چون او نسبت به رعایا ظلم و ستم بسیار روا میداشت عده ای از اهالی ساوه به جمعی از ترکمانان که در آن حدود بودند پناه بردند و کمک خواستند. ترکمانان نیز به ناگاه به شهر حمله بردند و شیخ علی بهادر را دستگیر کردند. و نزد امیر جهان شاه فرستادند. بدین ترتیب شهر ساوه که در حقیقت کلید مملکت عراق بود به رایگان به تصرف امیر جهان شاه ترکمان درآمد. (از حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۳۱، ۴۶ و ۴۷).[ عَ یِ بَ دُ ] (اِخ) (شیخ...) وی از امرای دلیر امیرتیمور گورکانی بود. و با امیرتیمور در هنگام لشکرکشی به خراسان همراه بود و امیرتیمور او را مأمور حفظ قلعهٔ قهقهه کرد. و در سال ۷۸۹ هـ . ق. وی به اتفاق چند تن دیگر از امرا از جانب امیرتیمور مأمور دفع توقتمش خان پادشاه دشت قبچاق شد. و در سال ۷۹۵ هـ . ق. در جنگی که بین او و برخی از راهزنان کوهستانهای کردستان روی داد، به ضرب کاردی به قتل رسید. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۴۳۳، ۴۴۰ و ۴۵۴).
کلمات همقافیه با «علی بهادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر