معنی علی بندار
8 بازدید
[ عَ یِ بُ ] (اِخ) ابن محمدبن بسری بندار، مکنّی به ابوالقاسم. محدث بود. رجوع به ابوالقاسم (علی بن...) شود.
کلمات همقافیه با «علی بندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر