معنی علی بلنسی

معنی علی بلنسی

8 بازدید
[ عَ یِ بَ لَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن عیسی بن سعدالخیر انصاری بلنسی، مکنّی به ابوالحسن. وی عالم در زبان و ادبیات عرب، و نویسنده و شاعر و خوش نویس بود. و در سال ۵۷۰ یا ۵۷۱ هـ . ق. در اشبیلیة درگذشت. او راست: ۱ - جذوةالبیان و فریدةالعقیان. ۲ -الحلل، که شرح الجمل زجاجی در نحو است. ۳ -کتاب الفرط علی الکامل. و نیز اشعاری از او باقی مانده است. (از معجم المؤلفین بنقل از التکملهٔ ابن ابار ص ۶۷۱. فوات الوفیات ج ۲ ص ۳۸. کشف الظنون ص ۵۸۱ و ۶۰۳). و نیز رجوع به ابوالحسن انصاری شود.
[ عَ یِ بَ لَ ] (اِخ) ابن عطیةبن مطرف بن سلمهٔ لخمی بلنسی، مشهور به ابن زقاق و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی لخمی و نیز به ابن زقاق شود.
[ عَ یِ بَ لَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن سلمهٔ مخزومی بلنسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی مخزومی شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی بلنسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید