معنی علی بستجی
11 بازدید
[ عَ یِ بَ تَ ] (اِخ) ابن احمد. فقیه است و صاحب تاج العروس گوید که نسبت او ظاهراً به شهر «بسته» است که معرب آن «بستج» شده است. (از تاج العروس: بستج).
کلمات همقافیه با «علی بستجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر