معنی علی برقی
7 بازدید
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن علی برقی، مکنّی به ابوالحسن. وی نحوی و شاعر بود. و وفات او را بیست ودوم ربیع الاول سال ۵۲۲ هـ . ق. گفته اند. (از معجم الادباء چ قاهره ج ۱۴ ص ۶۳ و چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۷۴).[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمد برقی. از شعرای دورهٔ بنی عباس. نام او در «الغدیر» به صورت ابومحمد عبداللََّه بن عمار برقی آمده است. وی شعر در مدح اهل بیت و ذم بنی عباس سرود و المتوکل خلیفهٔ عباسی چون آن بشنید فرمان داد تا زبان او را از بیخ برکندند و دیوان وی را بسوختند. (از الذریعهٔ آقابزرگ طهرانی ج ۹ ص ۷۴۶ بنقل از معالم العلماء ابن شهرآشوب ص ۱۳۵ و الغدیر امینی).[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن مطلب برقی. محدث بود. رجوع به علی (ابن مطلب...) شود.
کلمات همقافیه با «علی برقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر