معنی علی ببلاوی
9 بازدید
[ عَ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن محمدبن احمدبن معوض حسینی ببلاوی مالکی ادریسی اشعری. وی در رجب سال ۱۲۵۱ هـ . ق. در «ببلاو» یکی از قرای تابع «دیروط» از استان «اسیوط» در مصر متولد شد. و تحصیلات خود را در ازهر انجام داد. از جمله استادان او محمد صاوی و انبابی و منصور کساب و شیخ علیش بوده اند. سپس در دارالکتب خدیویه به کار پرداخت و آنگاه به سمت نقیب اشراف در دیار مصر منصوب شد و سرانجام به ریاست جامع ازهر تعیین گردید و آنگاه از این سمت استعفا داد و در سوم ذیقعدهٔ سال ۱۳۲۳ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -الانوار الحسینیة علی رسالة المسلسل الامیریة، در حدیث. ۲ -رسالة فیما یتعلق بلیلة النصف من شهر شعبان. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۸۲). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: تراجم اعیان القرن الثالث عشر احمد تیمور ص ۸۱. معجم المطبوعات سرکیس ص ۵۲۲. فهرس الخدیویة ج ۱ ص ۲۷۴. الاعلام الشرقیهٔ مجاهد ج ۲ ص ۱۴۰. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۱۴۳. التاریخ الحسینی محمود ببلاوی ص ۵۷. لمحة فی تاریخ الازهر علی عبدالواحد وافی ص ۹۰. فهرس الازهریة ج ۱ ص ۲۹۵ و ج ۲ ص ۲۶۰.
کلمات همقافیه با «علی ببلاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر