معنی علی باهلی
6 بازدید
[ عَ یِ هِ ] (اِخ) ابن مسعدهٔ باهلی، مکنّی به ابوحبیب. تابعی بود. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «علی باهلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر