معنی علی اکوع
6 بازدید
[ عَ یِ اَ وَ ] (اِخ) ابن حسن اکوع صنعانی. وی عالم هیأت بود و وزارت مهدی عباس و فرزندش منصور را عهده دار بود. سپس مورد خشم منصور واقع شد و مدت یک سال در زندان او به سر برد. و سرانجام در ماه صفر سال ۱۲۰۳ هـ . ق. در صنعا درگذشت. او راست: ۱ -جدولی در ماههای رومی و عربی. ۲ -مختصر عدة الحصن الحصین با سقاط المخرجین. (از معجم المؤلفین بنقل از نیل الوطر ج ۲ ص ۱۲۹ الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۸۴).
کلمات همقافیه با «علی اکوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر