معنی علی انباری
6 بازدید
[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن ابراهیم انباری شیعی. وی از فضلای قرن دهم بود که در سال ۹۸۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: الاوج الاخضر فی مناقب الائمة الاثنی عشر. (از معجم المؤلفین بنقل از ایضاح المکنون ج ۱ ص ۱۵۰. نورعثمانیه کتبخانه ص ۱۷۵. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۴۹).[ عَ یِ اَمْ ] (اِخ) ابن حکم بن زبیر نخعی انباری ضریر، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی نخعی شود.[ عَ یِ اَمْ ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن فارس انباری، مشهور به ابن حداد و ملقّب به قوام الدین و مکنّی به ابوالفرج. متوفی در سال ۶۱۰ هـ . ق. محمدبن جعفربن علیل از او روایت کند. او راست: نخبة الانتقاد. و نیز او را اشعاری است. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۶۰) (از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۸).[ عَ یِ اَمْ ] (اِخ) ابن محمدبن موسی بن سعیدبن مهدی انباری، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به حُسنس و مشهور به ابن صفدان. رجوع به علی حسنس شود.[ عَ یِ اَمْ ] (اِخ) ابن محمدبن یحیی درینی انباری، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به ثقةالدولة. وی از ادبای توانگر بغداد و شوی «شهدهٔ» کاتب بود. که در سال ۴۷۵ هـ . ق. متولد شد. وی از خواص المقتفی لامراللََّه عباسی بود و مدرسه ای برای شافعیان و رباطی برای صوفیان بر ساحل دجله بنا کرد و اوقافی برای آنها قرار داد. و در سال ۵۴۹ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۲۶) (از الکامل ابن اثیر ج ۱ ص ۷۵).
کلمات همقافیه با «علی انباری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر