معنی علی اموی
5 بازدید
[ عَ یِ اُ مَ ] (اِخ) ابن ثابت بن سعیدبن علی بن محمدبن علی بن سعید تلمسانی قرشی اموی. رجوع به علی تلمسانی شود.[ عَ یِ اُ مَ ] (اِخ) ابن طاهربن معوضةبن تاج الدین قرشی اموی، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به الملک المجاهد. یکی از مؤسسان دولت بنی طاهر در یمن. رجوع به علی طاهری (ابن طاهر...) شود.[ عَ یِ اُ مَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن خالدبن یزیدبن معاویةبن ابی سفیان اموی سفیانی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سفیانی شود.
کلمات همقافیه با «علی اموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر