معنی علی اشمونی
6 بازدید
[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن عیسی بن محمد اشمونی الاصل قاهری شافعی، ملقّب به نورالدین. نحوی و فقیه و عالم فرایض و منطقی و شاعر بود. وی در شعبان سال ۸۳۸ هـ . ق. متولد شد و در هفدهم ذی الحجهٔ سال ۹۱۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -تعلیق بر الانوار لعمل الابرار اردبیلی در فروع فقه شافعی. ۲ -شرح الفیهٔ ابن مالک، در نحو. ۳ -نظم ایساغوجی در منطق. (از معجم المؤلفین بنقل از البدرالطالع شوکانی ج ۱ ص ۴۹۱ و کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۵۳ و سایر صفحات). و نیز رجوع به اشمونی (ابوالحسن علی بن...) شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمد اشمونی مصری شافعی، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. متوفی در ۹۲۹ هـ . ق. فقیه و نحوی بود. او راست : ۱ -جمع الجوامع فی الاصول (نظم). ۲ -حاشیه بر الانوار لعمل الابرار. ۳ -منهاج الدین فی شعب الایمان (نظم). ۴ -منهج السالک الی الفیة ابن مالک. ۵ -الینبوع فی شرح المجموع، در فروع فقه. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۸۷۲. شذرات الذهب ابن عماد ج ۸ ص ۶۶۵. الکواکب السائرة غزی. ج ۱ ص ۲۸۴. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۳۹). و نیز رجوع به اشمونی شود.
کلمات همقافیه با «علی اشمونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر