معنی علی اشبیلی
6 بازدید
[ عَ یِ اِ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن مهدی بن عمران اشبیلی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن اخضر. وی لغوی بود و در سال ۵۱۴ هـ . ق. در اشبیلة درگذشت. او راست: ۱ -شرح الحماسة. ۲ - شرح شعر حبیب. (از معجم المؤلفین بنقل از بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۴۱) (اعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۱۲).[ عَ یِ اِ ] (اِخ) ابن قاسم بن یونش اشبیلی، مشهور به ابن زفاق و مکنّی به ابوالحسن. نحوی و لغوی و ساکن دمشق بود. و در حدود سال ۶۰۵ هـ . ق. برای حج به مکه رفت و در بازگشت از این سفر در راه درگذشت. او راست: ۱ -شرح الجمل زجاجی، در چهار مجلد. ۲ -مفردات القرآن. (از معجم المؤلفین بنقل از الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۳۷. انباءالرواة قفطی ج ۲ ص ۳۰۴. بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۴۶. کشف الظنون حاجی خلیفه ج ۳ ص ۶۰۴. ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۵۲۹. روضات الجنات خوانساری ص ۴۸۶).[ عَ یِ اِ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن محمد حضرمی رندی اشبیلی اندلسی، مشهور به ابن خروف و مکنّی به ابوالحسن. ادیب و نحوی و اصولی و عالم فرائض بود. در سال ۵۲۱ هـ . ق. متولد شد. محل وفات او را به اختلاف در اشبیلیه و حلب یاد کرده اند. سال وفاتش نیز به اختلاف روایات در ۶۰۳، ۶۰۵، ۶۰۶، ۶۰۹ و ۶۱۰ هـ . ق. ذکر شده است. او راست: ۱ -تنقیح الالباب فی شرح غوامض الکتاب، که شرح الکتاب سیبویه است، و نام آن در ایضاح المکنون به صورت «مفتح الابواب فی شرح غوامض الکتاب» آمده است. ۲- شرح الجمل زجاجی. ۳ - کتابی در فرائض. و نیز او را اشعاری است. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۲۱). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: سیرالنبلاء ذهبی ج ۱۳ ص ۱۲۳. الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۷۹. وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۱ ص ۴۳۳. التکملهٔ ابن ابار ص ۶۷۶. معجم الادباء یاقوت ج ۱۵ ص ۷۵. نفخ الطیب مقری ج ۲ ص ۱۸. البدایهٔ ابن کثیر ج ۱۳ ص ۵۳. الجامع المختصر ابن ساعی ج ۹ ص ۳۰۶. فوات الوفیات ابن شاکر ج ۲ ص ۷۹. المختصر فی اخبارالبشر ابوالفداء ج ۳ ص ۱۲۱. لسان المیزان ابن حجر ج ۴ ص ۲۵۷. بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۵۴. مرآةالجنان یافعی ج ۴ ص ۲۱. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۶۰۲. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۳۶۸ و ج ۲ ص ۵۲۸. روضات الجنات خوانساری ص ۴۸۵. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۰۴. و رجوع به ابن خروف (ابوالحسن علی بن محمد...) شود.[ عَ یِ اِ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن یوسف اشبیلی، مشهور به ابن ضائع و مکنّی به ابوالحسن. نحوی بود و در بیست وپنجم ربیع الاخر سال ۶۸۰ هـ . ق. درگذشت در حالیکه نزدیک به هفتاد سال عمر کرده بود. او راست: شرح کتاب سیبویه در نحو که در آن شرح سیرافی و شرح ابن خروف را جمع آوری کرده است. (از معجم المؤلفین بنقل از بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۵۴. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۶۰۴. روضات الجنات خوانساری ص ۴۹۴. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۱۳. فهرس الخدیویة ج ۴ ص ۶۷).[ عَ یِ اِ ] (اِخ) ابن محمد لخمی اشبیلی مغربی اندلسی مالکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی لخمی شود.[ عَ یِ اِ ] (اِخ) ابن مؤمن بن محمدبن علی حضرمی اشبیلی، مشهور به ابن عصفور و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابن عصفور و علی (ابن مؤمن بن...) شود.
کلمات همقافیه با «علی اشبیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر