معنی علی اسفرایینی
6 بازدید
[ عَ یِ اِ فَ ] (اِخ) ابن احمد سهیلی اسفرایینی، مکنّی به ابوالحسن. فقیه و جدلی و محدث بود و در سال ۴۳۱ هـ . ق. در جامع اموی دمشق حدیث می گفت. او راست: ادب الجدل. و نیز کتابی در رد معتزله و عجز آنان دارد. (از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ دمشق ابن عساکر ج ۱۱ ص ۴۲۹. طبقات الشافعیهٔ سبکی ج ۳ ص ۲۹۲).[ عَ یِ اِ فَ ] (اِخ) ابن اسماعیل بن ابراهیم بن محمدبن عربشاه اسفرایینی شافعی مکی، مشهور به عصامی و حفید. رجوع به علی عصامی شود.[ عَ یِ اِ فَ ] (اِخ) ابن فضل بن احمد اسفرایینی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به حجاج. رجوع به ابوالحسن (علی بن فضل...) شود.[ عَ یِ اِ فَ ] (اِخ) ابن نصربن محمدبن عبدالصمد فندروجی اسفرایینی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی فندروجی شود.[ عَ یِ اِ فَ ] (اِخ) ابن نصر اسفرایینی مکی، مکنّی به ابوالحسن. مورخ و محدث بود و در سال ۷۶۲ هـ . ق. در قید حیات بوده است. او راست: زبدةالاعمال و خلاصةالافعال. (از معجم المؤلفین بنقل از فهرس المخطوطات المصورهٔ لطفی عبدالبدیع ج ۲ ص ۱۵۰).
کلمات همقافیه با «علی اسفرایینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر