معنی علی آرزو
6 بازدید
[ عَ یِ رِ ] (اِخ) ابن حسام الدین گوالیری اکبرآبادی (علی خان... یا علی شاه...)، لقب او حسام الدین بود، و نسب او از جانب پدر به علامه کمال الدین دهلوی و از سوی مادر به شیخ محمد الغوث گوالیری میرسد. تولد او در سال ۱۱۰۱ هـ . ق. در گوالیار هند بود و در سال ۱۱۳۰ هـ . ق. به دهلی آمد و در محضر بسیاری از بزرگان و امیران حاضر شد. و چون دولت تیموریان به سر آمد وی به فیض آباد رفت. و سپس به لکنهور رفته و در بیست وسوم ربیع الثانی سال ۱۱۶۹ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱- چراغ هدایت. ۲- خیابان، که شرح گلستان سعدی است. ۳- سراج اللغة. ۴- العطیة الکبری، در فن بیان. ۵- مجمع النفائس، در طبقات شعرای فرس. ۶- مصطلحات الشعراء الحدیثة. ۷- الموهبة العظمی، در فن معانی. (از مقدمهٔ فرهنگ چراغ هدایت نوشتهٔ محمد دبیرسیاقی). و نیز رجوع به آرزو و به کتب ذیل شود: معجم المؤلفین ج ۷ ص ۵۹ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۳۲۷.
کلمات همقافیه با «علی آرزو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر