معنی علیکهکوکلتاش
6 بازدید
[ عَ کَ کو کُ ] (اِخ) (امیر علاءالدین...) وی از بزرگان دربار میرزا شاهرخ بود و وقتی میرزا خلیل سلطان به مخالفت با میرزا شاهرخ برخاست و سمرقند را مقر خویش ساخت این امیر علیکه کوکلتاش به همراهی امیر مضراب جاکو و امیرحسین صوفی ترخان مأمور دفع او شدند. و نیز در سال ۸۳۵ هـ . ق. که قرار شد شاهزاده میرزا بایسنقر در ولایت جرجان قشلاق کند، یکی از کسانی که در زمرهٔ همراهان او برگزیده شد، امیر علیکه بود. علیکه در سال ۸۴۴ هـ . ق. که عمرش از نود سال متجاوز بود درگذشت و در گنبد مدرسه ای که خود در سر خیابان هرات ساخته بود دفن گردید، و مناصب او به فرزند ارشدش امیر ابوالفضل تفویض گشت. از جمله آثار امیر علیکه رباطی است در پنج فرسخی هرات به جانب شمال. و اکثر بیوتات آن رباط تا سال ۹۲۹ هـ . ق. که سال تألیف تاریخ حبیب السیر است، برپا بوده. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۵۵ و ۶۲۱ و ۶۲۹).
کلمات همقافیه با «علیکهکوکلتاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر