معنی علینقی سابق
7 بازدید
[ عَ نَ یِ بِ ] (اِخ) ابن محمدصالح مازندرانی. متخلص به سابق. وی برادر آقامحمدسعید و نوادهٔ دختری محمدتقی مجلسی بود. او پس از برادرش، به هند سفر کرد و اورنگ زیب عالمگیر را مدح کرد و به امر او شاهنامه ای سرود و در حدود سال ۱۰۸۳ هـ . ق. درگذشت. (از الذریعه ج ۹ ص ۴۱۴ و ۷۶۴).
کلمات همقافیه با «علینقی سابق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر