معنی علیمحمد
6 بازدید
[ عَ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوشخانه، بخش باجگیران، شهرستان قوچان. دارای ۱۵۹ تن سکنه. آب آن از چاه شور تأمین میشود. و محصول آن غلات دیمی است. اهالی به زراعت و مالداری و بافتن گلیم و قالیچه اشتغال دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ عَ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (میرزا...) ابن عبداللََّه خان امین الدولةبن محمدحسین خان صدراعظم فتحعلیشاه. وی از نوادگان محمدحسین خان صدراعظم، و ملقب به نظام الدوله بوده است. او را رساله ای است در شرح حال چند تن از روات عامه. (از مصنفی علم الرجال آقابزرگ).[ عَ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن دلدارعلی نقوی نصیرآبادی. ملقب به تاج العلماء. رجوع به علی نقوی (ابن محمدبن محمدبن...) شود.[ عَ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) ابن محمدرضا آرانی کاشانی. متخلص به بیضائی و مشهور به ادیب. رجوع به علیمحمد ادیب شود.[ عَ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) سالم بن سالم. رجوع به علی سالم شود.
کلمات همقافیه با «علیمحمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر