معنی علیشاه
7 بازدید
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیس، بخش شبستر، شهرستان تبریز. واقع در ۱۲هزارگزی جنوب خاوری شبستر، و ۴هزارگزی راه شوسهٔ صوفیان به سلماس، و ۲هزارگزی خط آهن جلفا. ناحیه ای است جلگه و دارای آب و هوای معتدل و ۱۹۱۰ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوب است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. و راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیاه منصور، شهرستان بیجار. واقع در ۳۰هزارگزی جنوب حسن آباد سوگند، و ۴هزارگزی مدک. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر، و دارای ۲۲۰ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین میشود. و محصول آن غلات و لبنیات است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند و صنایع دستی زنان بافتن قالیچه و جاجیم است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ عَ ] (اِخ) وی از همراهان امیر تیمور گورکانی بود که در جنگ امیر تیمور با توقتمش خان شرکت داشت. برادر او محمد آزاد نیز در این جنگ شرکت جست. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۴۱۰ و ۴۶۴).[ عَ ] (اِخ) ابن تکش خوارزم شاهی. ملقب به تاج الدین. رجوع به علیشاه خوارزمشاهی شود.[ عَ ] (اِخ) ابن حسام الدین اکبرآبادی هندی. مشهور به آرزو و ملقب به سراج الدین. شاعر ایرانی متوطن در هند. رجوع به علی آرزو شود.
کلمات همقافیه با «علیشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر