معنی علیش

معنی علیش

8 بازدید
[ عُ لَ ] (اِخ) لقب عبداللََّه بن محمدبن احمد علیش. فقیه بود و در مصر متولد شد و در آنجا پرورش یافت و در سال ۱۲۹۴ هـ . ق. درگذشت. او را رساله ای است در حساب و کتابی در منطق. (از معجم المؤلفین از الیواقیت الثمینهٔ ازهری ج ۱ ص ۱۸۹).
[ عُ لَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن محمد علیش مالکی مغربی اشعری شاذلی ازهری. مکنی به ابوعبداللََّه. وی از علمای مالکی اواخر قرن ۱۳ هـ . ق. و اصل او از طرابلس غرب بود و در رجب سال ۱۲۱۷ هـ . ق. در قاهره متولد شد و در ازهر تحصیل کرد و در سال ۱۲۴۵ هـ . ق. در جامع ازهر به تدریس فقه مالکی پرداخت. وی متهم به همراهی قیام اعرابی شد و در حالی که در منزلش بستری بود او را به بیمارستان زندان منتقل کردند و در نهم ذیحجهٔ سال ۱۲۹۹ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱- الایضاح فی الکلام علی البسملة الشریفة. ۲- تدریب المبتدی و تذکرةالمنتهی، در فرائض مذاهب اربعه. ۳- تقریب العقائد السنیة بالادلة القرآنیة. ۴- حاشیهٔ شرح ایساغوجی شیخ الاسلام، در منطق، که آن را به نام «القول المشرق علی شرح ایساغوجی فی المنطق» نامیده است. ۵- حاشیه بر رسالة الصبان البیانیة، در علم بلاغت. ۶- موصل الطلاب لمنح الوهاب فی قواعدالاعراب، که شرح قواعدالاعراب شیخ یوسف برناوی است. ۷- هدایةالسالک الی اقرب المسالک، در فروع فقه مالکی. ۸- هدایةالمرید لعقیدةالتوحید. که همهٔ این کتب در قاهره بچاپ رسیده است. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۱۲۵ از معجم المطبوعات ص ۱۳۷۲ و معجم المؤلفین ج ۹ ص ۱۲). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: فهرس المؤلفین بالظاهریة. هدیة العارفین بغدادی ج ۲ ص ۳۸۲. نفحةالبشام فی رحلةالشام قایاتی ص ۶. معجم المطبوعات سرکیس ص ۱۳۷۲. فهرست الخدیویة ج ۱ ص ۳۸۵ و سایر مجلدات و صفحات. فهرس الازهریة ج ۲ ص ۳۸۳ و سایر مجلدات و صفحات. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۲۷۱ و سایر مجلدات و صفحات. الاعلام زرکلی ج ۶ ص ۲۴۴. اکتفاءالقنوع فندیک ص ۴۹۵. مرآةالعصر زخورة ج ۱ ص ۱۹۶. الآداب العربیه شیخو ج ۲ ص ۸۵. تاریخ آداب اللغة العربیهٔ جرجی زیدان ج ۴ ص ۳۰۵.

کلمات هم‌قافیه با «علیش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید