معنی علیحده
6 بازدید
[ عَ لا حِ دَ ] (ع ق مرکب) علی حدة. جداگانه. (ناظم الاطباء): ارسلان خان فرمود تا جویی علی حده کنند «بیکند» را چنانکه آب بعین (؟) عمارتهای او رسد. (تاریخ بخارا چ مدرس رضوی ص ۲۳). از بغداد هر سال عاملی علی حده بیامدی و هرچه خراج بخارا بودی از این جامه عوض بردی. (ایضاً ص ۲۴). || متفرق. ممتاز. تنها. یک کنار. (ناظم الاطباء). || زی خود: وی علی حده کار می کند. و نیز رجوع به «حدة» شود.
کلمات همقافیه با «علیحده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر