معنی علیجعفر
5 بازدید
[ عَ جَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرکی، بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در ۱۸ هزارگزی شمال خاوری سکوهه و ۱۱ هزارگزی خاور راه شوسهٔ زاهدان به زابل. ناحیه ای است جلگه و دارای آب و هوای گرم و معتدل، و ۶۴۷ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود و محصول آن غلات و لبنیات است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ عَ جَ فَ ] (اِخ) (امیر...). وی از امرای دربار سلطان ابوسعیدبن اولجایتو بود. و پس از استیلای امیر شیخ حسن ایلکانی بر آذربایجان، امیر علی جعفر با جمعی دیگر از امرای ابوسعید، با امیر شیخ حسن از در دشمنی درآمده به همراهی هم از آذربایجان و عراق گریخته به خراسان آمدند و با امیر شیخ علی قوشچی حکمران خراسان متحد شدند، و طغاتیمورخان را که از نبیره زادگان یکی از برادران چنگیز بود به ایلخانی برگزیدند و با لشکری عظیم متوجه آذربایجان شدند و در ماه شعبان ۷۳۷ هـ . ق. به سلطانیه رسیدند و آن ولایت را تصرف کردند. ولی در جنگی که بین آنها و قوای امیر شیخ حسن درگرفت، شکست خوردند و منهزم گشتند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۲۶) (تاریخ مفصل ایران، مغول چ عباس اقبال ص ۳۵۴ و ۳۵۹).
کلمات همقافیه با «علیجعفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر