معنی علیجان

معنی علیجان

6 بازدید
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آتش بیک، بخش سراسکند شهرستان تبریز. واقع در ۳۷ هزارگزی باختر سراسکند و ۲۵ هزارگزی راه شوسه و خطآهن مراغه به میانه. ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتدل و ۴۴۸ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه تأمین می شود. و محصول آن غلات و حبوب است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لادیز، بخش میرجاوهٔ شهرستان زاهدان. واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب باختری میرجاوه و در کنار راه فرعی میرجاوه به خاش. ناحیه ای است جلگه ای و دارای آب و هوای گرمسیر و مالاریائی. و سکنهٔ آن ۳۵۰ تن است. آب آن از قنات تامین می شود. و محصول آن غلات، پنبه، ذرت و لبنیات است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن فرعی است. ساکنان این ده از طایفهٔ ریگی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ عَ ] (اِخ) (خواجه...) وی از بزرگان خراسان بود. و در سال ۹۲۸ هـ . ق. از جانب امیرخان، با چند تن از بزرگان دیگر نزد طهماسب میرزا رفت. (رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۵۹۴ شود).

کلمات هم‌قافیه با «علیجان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید