معنی علی‌بلاغی

معنی علی‌بلاغی

5 بازدید
[ عَ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان. واقع در ۲۷ هزارگزی شمال ابهر و ۱۸ هزارگزی راه شوسهٔ زنجان. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۶۳ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. و محصول آن غلات و عسل است. اهالی به زراعت اشتغال دارند. و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ عَ بُ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری، بخش ورزقان، شهرستان اهر. واقع در ۳۸ هزارگزی شمال ورزقان، و ۳۷ هزاروپانصدگزی راه ارابه رو تبریز به اهر. ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتدل، و ۲۱۲ تن سکنه. آب آن از دو رشته چشمه تأمین می شود. و محصول آن غلات و میوهٔ جنگل است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند، و صنعت دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ عَ بُ ] (اِخ) دهی است از بخش نمین شهرستان اردبیل. واقع در ۱۵ هزارگزی شمال اردبیل، و ۵ هزارگزی راه شوسهٔ اردبیل به آستارا. ناحیه ای است جلگه و دارای آب و هوای معتدل و ۲۰۵ تن سکنه. آب آن از چشمه تأمین می شود. و محصول آن غلات و حبوب است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند. و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ عَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گاودول، بخش مرکزی شهرستان مراغه. واقع در ۴۹ هزارگزی جنوب خاوری مراغه، و ۷ هزارگزی شمال خاوری راه شوسهٔ میاندوآب به شاهین دژ. ناحیه ای است دره و دارای آب و هوای معتدل و مالاریایی. و سکنهٔ آن ۱۷۸ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. و محصول آن غلات است. اهالی بزراعت اشتغال دارند و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ عَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهریق، بخش شاهپور، شهرستان خوی. واقع در ۲۳ هزار و پانصدگزی باختر شاهپور، و دارای راه ارابه رو تا شاهپور. ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای سردسیر و سالم. سکنهٔ آن ۱۱۸ تن است. آب آن از چشمه تأمین می شود و محصول آن غلات است. اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند، و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است. راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ عَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای، بخش قره آغاج، شهرستان مراغه. واقع در ۴۵ هزاروپانصدگزی جنوب باختری قره آغاج، و ۲۳ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مراغه به سراسکند. ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتدل و ۶۵ تن سکنه. آب آن از چشمه سارها تأمین می شود. و محصول آن غلات و حبوب است. اهالی به زراعت اشتغال دارند و صنعت دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «علی‌بلاغی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید