معنی علیان

معنی علیان

5 بازدید
[ عَ لْ ] (ع ص) مرد دراز تن آور. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). مرد دراز تن آور که درازی وی بی تناسب باشد. (ناظم الاطباء). مذکر و مؤنث در آن یکسان است. و یاء آن مبدل از واو میباشد. (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عِلیان. رجوع به عِلیان شود.
[ عِ لْ ] (ع ص) بزرگ هیکل و درازقامت. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). عِلّیان. || شتر مادهٔ بلند و اندک بلند. (از منتهی الارب). ماده شتر بلند. (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد). || بانگ بلند. (ناظم الاطباء) (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || (اِ) کفتار نر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کفتار نر یا کفتار طویل و بلند. (از لسان العرب) (تاج العروس) (متن اللغة). || متاع و کالا. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). یاء آن مبدل از واو است، و برای تأنیث «ة» بر آن میفزایند. (از لسان العرب) (تاج العروس).
[ عُ لْ ] (ع اِ) دیباچه و عنوان کتاب. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (المنجد). و نیز رجوع به عُلوان شود.
[ عِ لْ لیا ] (ع ص) بزرگ هیکل و دراز قامت. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از متن اللغة). || (اِ) ماده شتر بلند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از لسان العرب) (تاج العروس) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || بانگ بلند. (ناظم الاطباء) (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || (اِ) کفتار نر. (ناظم الاطباء). و نیز رجوع به عِلْیان شود.
[ عُ لَ یْ یا ] (اِخ) خرمابن نرکی بود ازآنِ کلیب بن وائل. و بدان مثل زنند و گویند: «دون علیان خرط القتاد». (از ذیل اقرب الموارد از تاج).
[ عُ لَ یْ یا ] (اِخ) نام محدثی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). موسوس کوفی است، و او را اخباری است. (از تاج العروس).
[ عُ لَ یْ یا ] (اِخ) وی از عقلای مجانین اواخر قرن دوم هجری به شمار میرفت. نام اصلی او «عَلی» بود ولی با تصغیر مشهور شده بود. او با موسی هادی چهارمین خلیفهٔ عباسی (۱۶۱- ۱۷۰ هـ . ق.) و با بهلول مشهور معاصر بود و همانند بهلول کلمات عاقلانه و حکیمانهٔ بسیار داشت. و عبدالملک بن ابجر و حسن کوفی و سری و علی بن طبیان را از او و گفته هایش روایاتی است. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۱۲۴ از عقلاءالمجانین ص ۷۷).
[ عَ لْ ] (اِخ) ابن أرجب بن دعام اکبر. جدی است جاهلی و یمانی، اصل او از همدان است و از فرزندان او قبایل و بطونی پیدا آمده است. (از الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۵ ص ۱۸۸ از الاکلیل ج ۱۰ ص ۱۶۲ و اللباب ج ۲ ص ۱۴۹).

کلمات هم‌قافیه با «علیان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید