معنی علیالحال
6 بازدید
[ عَ لَلْ ] (ع ق مرکب) بی درنگ. درحال. دروقت. فوری. فوراً. کنایه از زود و شتاب. (آنندراج): بباید علی الحال کابینش کرد بیرزد به کابین چنین دختری.منوچهری.
کلمات همقافیه با «علیالحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر