معنی علیالاستمرار
5 بازدید
[ عَ للْ اِ تِ ] (ع ق مرکب) پیوسته. همواره. دائم. همیشه. بطور ثابت. (ناظم الاطباء). مستمراً. براستمرار. همیشگی. بردوام. یک ریز. پی درپی. پیاپی. یک بند. بی انقطاع. || با ثبوت قدم. (ناظم الاطباء). و رجوع به استمرار شود.
کلمات همقافیه با «علیالاستمرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر