معنی علکسة
4 بازدید
[ عَ کَ سَ ] (ع مص) جمع شدن: علکس البیض؛ اجتمع. (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «علکسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر