معنی علون
8 بازدید
[ عُ ] (ع مص) آشکارا شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (از منتهی الارب). ظاهر شدن و منتشر شدن. خلاف مخفی شدن. (از اقرب الموارد). || پیدا گردانیدن: علنته؛ پیدا گردانیدم آنرا. لازم و متعدی است. (از منتهی الارب). و نیز رجوع به عَلن و علانیة شود.
کلمات همقافیه با «علون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر