معنی علود
5 بازدید
[ عَ لْ وَدد ] (ع ص) مسن و سخت، و یا غلیظ و ضخیم. (از لسان العرب). رجوع به عِلودّ شود.[ عِ لْ وَدد ] (ع ص) دراز و بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کبیر. (از اقرب الموارد): رجل علودالعنق؛ مرد درازگردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || رجل علود؛ سخت و قسی. || مسن و سخت، و یا غلیظ و ضخیم. رجوع به عَلود شود. || بزرگ و سالخورده. (از لسان العرب). || مهتر استواررای باوقار. (منتهی الارب). مهتر رزین و باوقار. (از اقرب الموارد). مهتر رزین و بزرگ و ثخین. (از لسان العرب).
کلمات همقافیه با «علود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر