معنی علهصة
7 بازدید
[ عَ هَ صَ ] (ع مص) به پنجه گرفتن شیشه را برای برآوردن سربند آن. (از منتهی الارب). کوشش کردن برای بیرون آوردن درِ بطری. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). بیرون آوردن درِ بطری. (از لسان العرب) (تاج العروس) (متن اللغة). || از سر، چشم کسی را بیرون آوردن. (منتهی الارب). بیرون آوردن چشم از کاسهٔ سر. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || خواستن و سخت مروسیدن با کسی. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || چیزی یافتن از کسی. (از منتهی الارب). دریافتن چیزی از کسی. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || به ستم بر کاری داشتن قوم را و درشتی نمودن. (از منتهی الارب) (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || تکان دادن میخ برای از جا کندن آن. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «علهصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر