معنی علهز
7 بازدید
[ عِ هِ ] (ع اِ) کنهٔ کلان. (منتهی الارب). کنهٔ بزرگ. (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || نوعی از خوردنی که از خون و پشم در تنگ سال سازند. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). پشم شتر که با خون کنه مخلوط باشد. (از لسان العرب) (تاج العروس). خون خشک که پشم شتر در آن کوبیده میشد و در قحطسالیها خورده میشد. (از لسان العرب) (متن اللغة). || ماده شتر کلانسال که در آن اندکی قوّه باشد. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || گیاهی است که به بلاد بنی سُلَیم روید. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). در لسان العرب آمده است: چیزی است که به بلاد بنی سلیم روید. و آن را ریشه ایست مانند ریشهٔ گیاه بَردی. (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «علهز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هز» برای سرودن شعر